تبلیغات
عشق پژمرده - نامه ای برای آقای رفتگر

نامه ای برای آقای رفتگر



سلام آقای رفتگر

خوبی؟ یا توام مث منی پر درد پره اشک

آقای رفتگر راستش یکی اومد تو دلم قدم زد یه مدت هم توی دلم نشست یعنی راستش به دلم نشست .

کوچه ی دلم تاریک بود اومد روشنش کرد با دلداریاش با شوخیاش با بودنش .

آقای رفتگر من خیلی باهاش خوب تا کردم اونم خیلی خوب بود ،نمیدونم چرا باهام بد شد چرا همه چیز رو خراب کرد

میدونی؟ قربون صدقه هام همش برعکس شد .

آقای رفتگر همه میگن دوری و دوستی ولی فاصله فاصله میاره اون اینو نمیدونه . نمیدونه آدما دلشون میشکنه ، آدما

سرد میشن وقتی پر از درد میشن .

نمیدونه یه مرد نمیتونه خیلی چیزا رو بگه

نمیدونه خیلی دوسش دارم ... فکر میکنه منم مث .....

بگذریم

آقای رفتگر جای قدمهاش توی دلم سنگینی میکنه خودش که نمیاد .

تو چقد میگیری جای قدمهاشو پاک کنی؟؟؟؟ .

آقای رفتگر تو میگی چیکار کنم؟؟؟؟

قربون اشکات پیرمرد نمیخواستم ناراحت شی

باشه

میزارم جای قدمهاش بمونه ولی قلبمو اهدا میکنم اینجوری هم ثواب داره هم

میمیرم ...
.




موضوع: شعر عاشقانه،
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ ساعت 23 و 19 دقیقه و 13 ثانیه ] [ !!Aria!! ]